رفته بود. او خود بزرگ‌ترين پيروزي را در عيد پاك سال 1341 به دست مي‌آورد، هنگامي كه تاج‌ ملك‌الشعرايي را در كاپيتول برسرش مي‌نهند، ولي با درك و احساسي كه داشت‌، بايد خيلي زود پوچي حتي ناب‌ترين شهرت‌ها را هم مي‌فهميد. زمان همه چيز را نابود مي‌كند، يا دست كم هر چيزي را كه فاقد جاودانگي ذاتي باشد. آخرين سرود به شيوه‌اي مكاشفه‌وار همين انديشه‌ها را باز مي‌نماياند؛ جهان‌، به‌صورتي كه ما مي‌بينيم‌، محكوم به زوال است‌، ولي ابديت باقي‌ مي‌ماند. ابديت‌، كه همانا هدف دين است‌، بر همه چيز پيروز مي‌شود. بيشتر اين تفكر قرون‌ وسطايي است و نه‌تنها به مسيحيت‌، بلكه به يهود و اسلام نيز تعلق دارد، ولي طنين آن‌ به‌صورت شگفت‌انگيزي نو است‌. پيروزي‌ها نوع تازه‌اي از شعر را عرضه كرد. بايد توجه داشت‌ اين اشعار متعلق به عصر مورد بحث ما نيست‌، چون پترارك تا سال 1352 هنوز سرودن آنها را آغاز نكرده بود. در آن زمان بود كه ناكامي‌اش در حماسه‌ٴ لاتيني آفريقا و انگيزه‌هاي ديگر، او را به‌سوي ادبيات ايتاليايي برگرداند؛ ولي اين تاحدي نكته‌گيري نابه‌جايي خواهد بود. در نيمه سده‌ٴ چهاردهم پترارك چهل و شش سال داشت‌، مردي بود كه قبلاً شهرت را شناخته بود و بايد مانند هر انسان حساسي دير يا زود مي‌فهميد اين آن چيزي نيست كه بايد مورد ستايش قرار گيرد. به‌علاوه‌، نطفه‌ٴ پيروزي‌ها را مي‌توان در آفريقا (منظومه‌ٴ دوم‌، 428 ـ 465) كشف كردـ كه به همان‌ صورتي كه هست درحدود سال 1340 به اتمام رسيده بودـ انديشه‌ٴ سه مرگ (مرگ تن‌، مرگ‌ يادگارها، مرگ شهرت‌) سرانجام مقهور ابديت مي‌شود. در هر حال‌، پترارك پيش از سال 1350 چندان شعر سروده بود كه تا ابد يكي از آفرينندگان جاوداني ادبيات ايتاليايي به شمار آيد.
شايد برخي ديگر از آثار غنايي پترارك امروزي‌تر از پيروزي‌ها باشد، ولي از اين رو پيروزي‌ها را براي بررسي برگزيدم كه تأثيرش بر هنر و ادبيات‌1 و بر احساسات نسل‌هاي زيادي از مردم‌ عظيم بوده است‌. شش پيروزي پياپي يك مبارزه‌طلبي هنري بوده‌، كه هنرمندان مشتاقانه آن را پذيرفته‌اند و آنان را به آفرينش زيبايي‌ها رهنمون شده است‌.2 كم‌تر شاعري در خيال‌پردازي‌هاي‌


1. در مورد اين تأثير، علاوه بر مآخذي كه در پايان يادداشت مربوط به پترارك عرضه شد، نك
Prince d'Essling and Egene Muntz: Petrarque, ses etudes d'art, son influence sur les artistes, ses portraits et seux laure. L'illustration de ses ecrits (folio, 298 p., 21pl., 191 fig.,  Paris 1902). Giulio Bertoni: Per la fortuna dei Trionfi in Francia (62 (p., Modena 1904). Renato Serra (1884-1915): Dei Trionfi (La Romagna vol. 16; reprint 95 p., Bologna 1929
 همراه با شرح حال و تصويرهايي از موٴلف‌.
2. هر خواننده در اين ميان نمونه‌هاي فراوان و مثال‌هاي دلخواه خود را خواهد يافت‌، چون پيروزي‌ها الهام‌بخش نقاشان‌، پيكرتراشان‌، حكاكان و سازندگان‌ اشياي هنري فراواني از عاج‌، چوب و غيره بوده است‌. با لذت فراوان ديواركوب‌هاي فلاندري سده‌ٴ شانزدهم را به‌خاطر مي‌آورم كه در بسياري جاها يافت‌ مي‌شود ــ ساوث كنزينگتن‌، همپتن كارت‌، كاخ‌هاي سلطنتي مادريد، وين و موزه‌ٴ متروپوليتن‌. مجموعه‌ٴ وين كامل است (شش ديواركوب‌)؛ دو ديواركوب عظيم‌ متعلق به متروپوليتن شماره‌هاي 4 و 5 يك چنين مجموعه‌اي است‌.
تصوير اين آثار در كتاب پرنس داسلينگ چاپ سال 1902 آمده است‌.
  L. Baldass: Die Wiener Gobelinsammlung (nos 1-6, Wien 1920), J. J. Rorimer: The triumphs of fame and time (Bull. (Mettropolitan Museum 35, 242-44, 1940